
وی به سال هزار و سیصدو شصت و اندی در قریه کرکوند دیده به جهان گشود.از سن دو سالگی به دلیل کارمند بودن پدر و لجباز بودن خود و طمع به داشتن مال و املاک وارد تجارت شده و بابررسی و تست پوشک بچه مهر تاییدیه وزارت بهداشت صادر می نمود لکن به دلیل فعالیت زیاد مصرف شیر بسیار بالایی نیز داشت بدین گونه ازاوان کودکی زندگی اجتماعی خویش را آغاز کرد.در دوران نوجوانی بسیار شرور و آب زیر کاه بود و در عملیات های خرابکاری زیاد شرکت نمود اما به دلیل آموزشهای جاسوسی و اطلاعاتی که در بزرگترین سازمانهای محله دیده بود هرگز لو نرفت چه بسا زیر دستان بسیاری از او که بد بخت شدند پله های ترقی را به سرعت طی کرد و توانست با رتبه ای رویایی؟؟؟ وارد دانشگاه شود.یکی از فعالین و مدافعین قهار حقوق دانشجویی نبود که ناگاه در همین زمان مقهور عشقی نا فرجام نشد اصلا او را چه به این حرفها و سوسول گیریها که عده ای در دانشگاه از خود در می آورند از وضعیت دانشگاه او هر چه نگوییم زیاد گفته ایم و سرانجام روبه به کارهایی عجیب آورد و سر در علوم ماوراییه نهاد که از او بعید می نمود اما خوب از پس آن اگر سربلند بیرون نیامد لااقل کسی هم نفهمید که نیامد از آن پس رو به حرفه چرند نویسی آورد و در این زمینه با مشاهیر آن آشنا گردید و در یک حرکت گاز انبری تصمیم به آنلاین نمودن آن گرفت از آن پس وی گوشه عزلتی انتخاب نموده و سر در کار خویش دارد و عمری است به بطالت می گذراند و بس و به دلیل آن وی را پادشاه نامیدند که خود هم نمی داند اصلا کی گفته هان؟.
همشهری دوم :پادشاه وبلاگ نویسان شهر
توسط <-
PostAuthor->
|


